پرسش و پاسخ دانشجویان با رهبر انقلاب درباره وظایف دانشجو

اَین عمار!!!درجستجوی عمار...

عاشقان شهادت،فداییان ولایت

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ اَین عمار!!!درجستجوی عمار... خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

 http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif دانشجوى موفّق چه دانشجويى است؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif به نظر من دانشجوى موفّق كسى است كه خوب درس بخواند؛ خوب تهذيب اخلاق كند و خوب به ورزش بپردازد. من براى دانشجوى موفّق، سه شاخص دارم. البته ممكن است يك جوان موفّق در خانه، معيارهاى ديگرى داشته باشد؛ يك كاسب موفّق، يك ادارى موفّق، معيارهاى ديگرى داشته باشد؛ اما دانشجوى موفّق، به حيث دانشجويى، اين است: بايد خوب درس بخواند، به اخلاق و تهذيب نفس بپردازد، ورزش هم بكند.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران‌ 77/2/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif عمده‌‌ترين وظيفه جوانان حزب‌‌الّلهى و انقلابى چيست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif به نظر من، جوانان انقلابى دانشگاه - چون بحث دانشجو را داريم - سعى كنند خوب درس بخوانند؛ خوب فكر و معرفتشان را بالا ببرند. سعى كنند در محيط خودشان اثر بگذارند؛ فعال باشند، نه منفعل؛ روى محيط خودشان، اثر فكرى و روانى بگذارند. اين شدنى است. يك جوان گاهى اوقات مى‌تواند مجموعه پيرامونى خودش را - كلاس را، استاد را و حتّى دانشگاه را - زير تأثير شخصيت معنوى خودش قرار دهد. البته اين كار با سياسی‌كارى به‌‌دست نمى‌‌آيد؛ با معنويت به‌دست مى‌‌آيد، با صفا به‌دست مى‌‌آيد، با استحكام رابطه با خدا به‌دست مى‌‌آيد. عزيزان من! رابطه با خدا را جدّى بگيريد. شما جوانيد؛ به آن اهميت بدهيد، با خدا حرف بزنيد، از خدا بخواهيد. مناجات، نماز، نماز با حال و با توجّه، براى شما خيلى لازم است. مبادا اينها را به حاشيه برانيد.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران ‌ 77/2/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif نظر شما در مورد ظهور نسل جدید انقلاب و ماموریت این نسل چیست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif گفتند كه نسل جديدى در حال ظهور است. اين كاملاً درست است. اين نسل كه شما ميگوئيد دارد ظهور ميكند، اين را هم من كاملاً قبول ميكنم؛ تصديق دارم و آن را حس ميكنم.
سؤال ميشود كه مأموريت اين نسل چيست؟ الزاماتش چيست؟ كى ميخواهد او را پيش ببرد و هدايت كند؟ اينها سؤالهاى خوبى است. به نظرم ميرسد اين سؤالها سؤال است، ليكن ابهام نيست. پاسخ به اين سؤالها معلوم است. انقلاب براى ايجاد يك دولت به جاى دولت كه به وجود نيامد، براى ايجاد يك نظام، يك مجموعه‌‌ى ملى و انسانى بر اساس يك تفكر به وجود آمد. آن تفكر، تفكر اسلام است. ادعاى ما اين است - كه اين ادعا را اثبات هم ميكنيم و ثابت شده است؛ قطعى است - ما معتقديم راه سعادت انسانها به دست تعاليم انبياء است، كه كامل‌ترينش هم تعاليم اسلام است. بشر منهاى تعاليم انبياء حتّى پيشرفت مادى هم در اين حدى كه پيدا كرده، پيدا نميكرد؛ چه برسد به تعالى معنوى و بهجت معنوى و آرامش و آسايش روانى كه زمينه‌ساز عروج اوست به معارج والاى ملكوتىِ انسان. راه سعادت انسان اين است.

 براى اينكه تفكر انبياء در جامعه پياده شود، يك حركت بلندمدت و طولانى لازم بود. اين انقلاب با اين هدف به وجود آمد. جامعه‌‌ى اسلامى، كشور اسلامى، نه فقط دولت اسلامى، نه فقط تشكيل يك نظام اسلامى، بلكه تشكيل يك واقعيت و يك مجموعه مردمى كه بر اساس تعاليم اسلام - كه لبّ لباب تعاليم انبياء است - زندگى ميكنند و آثارش را احساس ميكنند. اين هدف ماست. خوب، ما به اين هدف هنوز نرسيديم، توقع هم نبود كه در ظرف سى سال برسيم. اين هدف، هدف خيلى طولانى مدتى است. بايد تلاش كرد، بايد كار كرد تا به اين هدف رسيد؛ شما مسئوليتتان اين است. مأموريت اين نسل اين است؛ كشور و ملتتان را به آن جايگاهى كه معنايش اين باشد كه يك جامعه‌ى اسلامى به معناى واقعى تشكيل شده، برسانيد. اين را الگو كنيد. اين ميشود بزرگترين وسيله براى گسترش اين فكر و گسترش اين تجربه در عالم؛ اين مأموريت اين نسل است.
(ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 87/7/7)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif وظیفه‌ی جنبش دانشجوئی در كنار سایر اقشار جامعه برای رسیدن به جامعه اسلامی الگو چیست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif جنبش دانشجوئى؛ يعنى دانشجوى متحرك، دانشجوى فعال؛ دانشجوئى كه از نيروى فكر و توان جسمى و روحى خودش ميخواهد براى پيشرفت استفاده كند؛ آيا فقط اينها مخاطبند؟ بلاشك نه. سنگين‌ترين مسئوليت بر عهده‌ى مسئولان و انواع نخبگان جامعه است؛ نخبگان علمى و نخبگان فكرى و نخبگان سياسى، ليكن جريان دانشجوئىِ فعال هم مسئوليت سنگينى دارد. يكى از مسئوليتهاى جريان دانشجوئى، تلاش براى فهميدن است؛ يعنى تفكر.

 من به نظرم ميرسد يكى از كارهاى لازم، تشكيل جلسات فكرى وسيعى است كه مجموعه‌ى دانشجوئى، همراه با مجموعه‌ى حوزوى، با برنامه‌ريزى خوب، ميتواند به وجود بياورد تا بنشينند درباره‌ى مسائل گوناگون فكر كنند. گسترش فكر و پراكندن فكرِ درست و صحيح ميتواند همان ثمراتى را ببخشد كه ما در زمينه‌هاى مسائل علم و فناورى و پيشرفت علوم از دانشجو توقع داريم؛ يعنى شكوفائى، آوردن حرف نو به ميدان انديشه، با يك حركت صحيح و جهتگيرى درست. يكى از كارها اين است.

 يكى از كارها، مشخص كردن اصول است. ما اصولى داريم كه بايد از اين اصول تخطى نشود. يعنى به نام فكرپردازى و انديشه‌پردازى، از اصول انحراف پيدا نشود. اصول، شاخصهاى راه صحيح و صراط مستقيم است. خطاست اگر اصول را به ديواره‌هائى تشبيه بكنيم كه انسان از وسط اين ديواره‌ها بايد حركت كند؛ نه، اصول شاخصند. يك راه مستقيمى وجود دارد، يك صراط مستقيمى هست كه اين، انسان را به هدف ميرساند. اين صراط مستقيم را بايد شناخت، بايد كشف كرد. هيچ كس در محدوده‌ى صراط مستقيم زندانى نشده. اجبار به پيمودن صراط مستقيم در هيچ كس نيست. اين اصول كسى را اجبار نميكند، الزام نميكند، محدود نميكند، بلكه اين اصول انسان را هدايت ميكند و به او ميگويد كه اگر چنانچه بر طبق اين اصول حركت كردى، به آن نتيجه‌ى مطلوب خواهى رسيد؛ اگر از اين اصول تخطى كردى، به هدف نخواهى رسيد. آخر، اشكال بيراهه همين است. بيراهه، دو اشكال دارد: يك اشكال اين است كه انسان به سرمنزل مقصود نميرسد؛ اشكال ديگر اين است كه وقت انسان تلف ميشود؛ فرصتها از دست ميرود.

 اين كسانى كه در طول اين صد سال، صد و پنجاه سال اخير در كشور ما داعيه‌ى اصلاح و پيشرفت و ترقى سر دادند و ما را حقاً و انصافاً به بيراهه كشاندند، اين گناه بزرگ را انجام دادند؛ هم ما در طول اين صد و پنجاه سال به مقصد نرسيديم و عقب مانديم، هم وقتمان تلف شد. چند نسل پى‌درپى بايد بيايند، ضايع شوند، در اين تيه(1) سرگردانى بروند و به نتيجه نرسند، تا يك وقت يك نسل متوجه بشود كه اشتباه كرده‌اند؛ راه را برگردد، شروع كند از نو حركت كردن. گناه آن كسانى كه جوامع بشرى را به بيراهه ميكشانند، اين است كه وقت آنها و عمر آنها و فرصتهاى آنها را ضايع ميكنند.
(ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 87/7/7)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif جمع میان تلاش برای تعالی و خلوص‌بخشی به نظام  با  وحدت حداكثری نیروهای انقلاب كه به حق نیاز شرایط امروز كشور است چگونه ممكن می‌گردد؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif بعضى‌ها ميگويند وحدت، بعضى‌ها ميگويند خلوص؛ شما چه ميگوئيد؟ من ميگويم هر دو. خلوص كه شما مطرح ميكنيد - كه ما بايست از فرصت استفاده كنيم و حالا كه غربال شد، يك عده‌اى را كه ناخالصى دارند، از دائره خارج كنيم - چيزى نيست كه با دعوا و كشمكش و گريبان اين و آن را گرفتن و با حركت تند و فشارآلود به وجود بيايد؛ خلوص در يك مجموعه كه اينجورى حاصل نميشود؛ ما به اين، مأمور هم نيستيم. در صدر اسلام، خوب، با پيغمبر اكرم يك عده بودند؛ سلمان بود، اباذر بود، ابىّ‌بن‌كعب بود، عمار بود، كى بود، كى بود؛ اينها درجه‌ى اول و خالص‌ترينها بودند؛ عده‌اى ديگر از اينها يك مقدارى متوسطتر بودند؛ يك عده‌اى بودند كه گاهى اوقات پيغمبر حتّى به اينها تشر هم ميزد. اگر فرض كنيد پيغمبر در همان جامعه‌ى چند هزار نفرى - كه كار خالص‌سازى خيلى آسانتر بود از يك جامعه‌ى هفتاد ميليونى كشور ما - ميخواست خالص‌سازى كند، چه كار ميكرد؟ چى برايش ميماند؟ آن كه يك گناهى كرده، بايد ميرفت؛ آن كه يك تشرى شنفته، بايد ميرفت؛ آن كه در يك وقتى كه نبايد از پيغمبر اجازه‌ى مرخصى بگيرد، اجازه‌ى مرخصى گرفته، بايد ميرفت؛ آن كه زكاتش را يك خرده دير داده، بايد ميرفت؛ خوب، كسى نميماند. امروز هم همين جور است. اينجورى نيست كه شما بيائيد افراد ضعاف‌الايمان را از دائره خارج كنيد، به بهانه‌ى اينكه ميخواهيم خالص كنيم؛ نه، شما هرچه ميتوانيد، دائره‌ى خلّصين را توسعه بدهيد؛ كارى كنيد كه افراد خالصى كه ميتوانند جامعه‌ى شما را خالص كنند، در جامعه بيشتر شوند؛ اين خوب است. از خودتان شروع كنيد؛ دور و بر خودتان، خانواده‌ى خودتان، دوستان خودتان، تشكل خودتان، بيرون از تشكل خودتان. هرچه ميتوانيد، در حوزه‌ى نفوذ تشكل خود، براى بالا آوردن ميزان خلوصهاى فردى و جمعى تلاش كنيد؛ كه نتيجه‌ى آن، خلوص روزافزون جامعه‌ى شما خواهد شد. راه خالص كردن اين است.

وحدت هم كه ما گفتيم - كه بعد سؤالات ديگرى هم در اين زمينه شده - منظور من اتحاد بر مبناى اصول است. بنابراين وحدت با كيست؟ با آن كسى كه اين اصول را قبول دارد. به همان اندازه‌اى كه اصول را قبول دارند، به همان اندازه ما با هم مرتبط و متصليم؛ اين ميشود ولايت بين مؤمنين. آن كسى كه اصول را قبول ندارد، نشان ميدهد كه اصول را قبول ندارد يا تصريح ميكند كه اصول را قبول ندارد، او قهراً از اين دائره خارج است. بنابراين با اين تفصيل و توضيحى كه عرض شد، هم طرفدار وحدتيم، هم طرفدار خلوصيم.
(بيانات در ديدار دانشجويان در یازدهمین روزماه رمضان 31/5/89)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif معيار و ملاك براى جدايى و مرز اصول و سليقه‌ها چيست؟ اصول را چگونه مى‌توان تشخيص داد؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif اصول، با سليقه‌هاى گوناگون در زمينه‌هاى مختلف، با هم اشتباه نمى‌شود. اصول، پايه‌هاى فكرى يك نظام و يك اساس حكومتى است. اسلام، از اصول است؛ استقلال، از اصول است؛ نظام دينى، از اصول است؛ رعايت قوانين اسلامى، از اصول است؛ جهتگيرىِ عمومى ملت و كشور به سمت متديّن شدن و جامعه را به سمت جامعه اسلامىِ كامل كشاندن، از اصول است. اصول از اين قبيل است. سليقه‌ها اين است كه يك نفر با زيد خوب است، با عمرو بد است؛ يكى از آن خوشش مى‌آيد، آن ديگرى از آن خوشش نمى‌آيد. در زمينه‌هاى اقتصادى، از سليقه هم بالاتر هست؛ اما اصول نيست. فرض بفرماييد كه يك نفر معتقد به سياست «تعديل اقتصادى» است، يكى هم مخالف اين سياست است؛ مثلاً معتقد به سياست نوع ديگر است. اينها از سليقه هم بالاتر است؛ اما با اصول نبايد اشتباه شود. آن كسى كه داراى اين سليقه‌ى سياسى و اين روش سياسى است، وقتى كه مسؤوليتى داشته باشد، بر طبق همان عمل مى‌كند؛ آن ديگرى مى‌آيد و برطبق چيز ديگر عمل مى‌كند؛ اما اصول هميشه محفوظ است. الان شما ملاحظه بفرماييد؛ از زمان رياست جمهورى بنده، كه آن‌وقت رئيس دولت كسى بود، بعد رئيس دولت كس ديگرى شد؛ و زمان بعد از رياست جمهورى بنده، كه رئيس دولت كس ديگرى شد؛ با اين‌كه سلايق سياسى و اقتصادى تفاوتهاى گوناگونى كرده، اما درعين‌حال همواره در اين مدّت، آن پايه‌هاى فكرى - يعنى اعتقاد به اسلام، اعتقاد به امام، اعتقاد به نظام اسلامى، اعتقاد به مردمى بودن جامعه - همه سر جاى خود محفوظ است. اين اعتقادها چيزهايى نيست كه حتّى با آمدن و رفتن دولتها عوض شود. بنابراين قابل اشتباه نيست.
(پاسخهاى رهبر معظم انقلاب اسلامى به پرسشهاى دانشجويان در دانشگاه صنعتى شريف 78/9/1)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif چگونه مى‌توان از خطّ فكرىِ ناب ولايت در مسائل روزمرّه و جارى به صورت واضح مطّلع شد تا افراد نتوانند نظرات حضرتعالى را خلاف وانمود كنند؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif من آنچه كه در سخنرانيها بيان مى‌كنم، لبّ نظراتم است. اساسيترين نظراتم همانهايى است كه شما در سخنرانيها از من مى‌شنويد. هيچ نظرى درباره مسائل جارى كشور و مسائل اسلام و مسلمين و مسائل اجتماعى وجود ندارد كه من آن را درِگوشى به كسى بگويم و نشود آن را در علن گفت. نظرات من، نظراتى شفّاف و روشن است كه در خطبه نماز جمعه و در سخنرانى با گروههاى مختلف، شما اينها را مى‌شنويد.
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه تهران‌‌ 77/2/22)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif راه دست‌یابی به نظرات امام (ره) چیست؟
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif نظرات امام يك مجموعه است و خوشبختانه بيانات امام ثبت شده است و همين است كه هست. مثل همه‌ى متونى كه از آنها ميشود تفكر گوينده را استنباط كرد؛ منتها با شيوه‌ى درستِ استنباط. شيوه‌ى درستِ استنباط اين است كه همه حرفها را ببينند، آنها را در كنار هم قرار بدهند؛ توى آنها عام هست، خاص هست؛ مطلق هست، مقيد هست. حرفها را بايد با همديگر سنجيد، تطبيق كرد؛ مجموع اين حرفها، نظر امام است. البته كار خيلى ساده‌اى نيست، اما روشن است كه بايد چه كار كنيم: يك كار اجتهادى است؛ اجتهادى است كه از عهده‌ى شما جوانها برمى‌آيد. بنشينند واقعاً گروه‌هاى كارى در زمينه‌هاى مختلف، نظر امام را استنباط كنند، از گفته‌هاى امام به دست بياورند.
(ديدار دانشجويان با رهبر انقلاب 87/7/7)

http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_1.gif آیا ما به عنوان سربازان انقلاب و فعالان جریانات دانشجویی انقلابی باید عینا از همان موضعی سخن بگوییم كه رهبری معظم به اقتضای جایگاه رفیع ولایی و سكانداری كشتی انقلاب از آن سخن می گویند؟


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





[ یک شنبه 15 مرداد 1391برچسب:,

] [ 16:11 ] [ رضااحسانی ]

[ ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه